السيد الطباطبائي ( مترجم : همايون همتى )

19

رسالة الولاية ( ولايت نامه ) ( فارسى )

پيام نسيم گذر ز دانه و دام جهان و خويش مباز * كه مرغ با پر آزاد مىكند پرواز به كوهپايهء زان بامداد با ياران * كه دور باد دل پاكشان ز سوز و گداز چه گويمت كه چه مىگفت باد مشك‌فشان * كه مىگشود به گفتار خود هزاران راز ز من نيوش و مياسا در اين دو روز جهان * كه پيش روى تو راهيست سخت دور و دراز درخت‌هاى كهنسال ورس بر سر كوه * كه ديده‌اند به دامان كوه بس تك و تاز به گوش هوش شنيدم كه دوش مىگفتند * كه همچو نالهء نى بودشان نوا و نواز بسى دميده در اين جويبار سبزهء نغز * بسى شكفته در اين بوستان شكوفهء ناز بسى چميده در اين كوهسار كبك درى * بسى رميده بر آن آهوان مشك‌انداز نشان مهر كه ديده است در سراى سپنج ؟ * جهان به كس ننمايد دو روز چهرهء باز همى برد پى امروز آنچه در ديروز * همى كند به سرانجام آنچه در آغاز به ساز و سوز بهار و خزان شكيبا باش * به تنگناى جهان باش ورس را انباز به هرزه راه مپيما و خويش خسته مساز * كه پيش پاى تو باشد بسى نشيب و فراز * مرحوم علامه طباطبايى ( قدّس سره الشريف ) اين قطعه شعر را به صورت « پارسى سره » در سنهء 1330 ه ش . در دهكدهء « زان » زير درختان « ورس » سروده‌اند . رحمة اللّه عليه رحمة واسعة . - م .